قهرمان ميرزا عين السلطنه

1825

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

نموده ورقه را از دست او گرفت و گفت در اين فقره با اهل شوراى خودم مشاوره مىكنم . پريزيدان خواست اظهار حياتى كند اما لوئى كه طفل بود ابروها را درهم كرده و گفت من رفتار مىكنم به قسمى كه هر پادشاهى كه رفتار نمايد . مبعوثين مجبور به مراجعت شده بدون آن‌كه جوابى بدهند . باز لوئى چهاردهم از شكارگاه مراجعت [ كرده ] داخل شوراى ملى شد . تعليمى به دست با لباس شكار خطاب به پارلمان كرده كه « بعد از اين به شما مىگويم كه فرمايشات كه مىفرمايم شما را تكليف اين است ثبت نمائيد نه مباحثه و رد ، و الا تكليف من آن خواهد بود كه نظم درستى در اين باب بدهم » . ترجمهء قوانين و توجه به تاريخ چون ترتيبات مملكت ما امروز از فرانسه شروع شد ناچار اين دو سه مطلب را نوشتم كه پارلمنت در اوايل خود با اواسط و اواخر توفيرى دارد . اين پارلمنت ما ترجمه كرده است قوانينى كه هريك در عهدى جارى و ممضى شده و مىخواهد به آن واحد در اين مملكت مجرى شود . ترجمه با اصل فرق دارد . خوب بود ملاحظه مىكردند هر مادهء قانونى با مادهء ديگر چقدر مدت و طول زمان داشته . اينها هم به همان ترتيب رفتار كنند ، نه قانون اساسى يا حريت و مساوات و آزادى مطبوعات كه بعد از مرور دهور و زمان و پس از سيصد چهارصد سال ترقى مملكت و تمدن ملت هريك را در موقع خود جزو قانون كرده‌اند يك مرتبه ترجمه كرده به دست مردم بدهند . معلوم است آن زحمتى كه فلان مؤلف كشيده در ترجمهء آن مترجم نبرده . آن كسى كه دانه دانه اين قوانين را از سلطنت مستقله اخذ كرده با آن‌كه ترجمه آن را مىكند و مىخواهد يك ملت وحشى را پيرو آن كند فرسنگها مسافت است . اشكال مواد قانون اساسى مثلا در قانون اساسى نوشته هيچ مقصرى را نمىشود احضار كرد مگر به حكم محكمه . قطاع الطريق ، يا كسى كه قتل نفس مىكند چه اعتنا به حكم كتبى محكمه دارد ، وانگهى كو محكمه . اول محكمه را منظم ، مرتب و مدون بكن آنوقت اين فصل را جزو قانون اساسى كن . باز مىنويسد اعتراض به مأمورين ديوانى در صورتى كه خلاف قانون كرده باشند واجب است . اين حكم امروز در مملكت ما غيرممكن [ است ] . حكم سيمرغ و كيميا دارد . ما قانون نداريم . مملكت ما مقننه نبوده . حدود معلوم نيست . هركسى مأمور را كتك مىزند و مىگويد به من بر خلاف قانون رفتار كرد . خلاف قانون يا قانون كدام است احدى نمىداند .